چشمانم را به جاده دوخته ام

چشمانم را به جاده "دوخته" اَم !

و حالا می فهم که سوزن
با سر انگشتان مادرم
چه ها که نمی کرد...
دیدگاه ها (۱)

آن روزی که دکتر نشانه ای تیر ام کردبسته به چهار پای و زنجیر ...

بعضی روزها عجيب بوی تو را می دهند دلتنگی كنج خانه می نشيند ز...

چه تحملی دارد آستین لباسمتمام غربت نبودنت را از چشمانم پاک م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط