{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای قرار بیقراریهای من

ای قرار بیقراریهای من
حاصل چشم انتظاریهای من

تاب این بی تابی هر روزه ام
گوهر آبی تر از فیروزه ام

ای تو از آیینه ها آیینه تر
 آسمان سمت تو بی کینه تر

شرجی نام تو را باریده ام
 با تودر نبض عطش روییده ام

موسم چشمهای تو آهوترین
سرخی لبخند تو خوشبوترین

ای نسیم خنده هایت دیدنی
 عطر لبخند نگاهت چیدنی

با من امشب تا غزل پرواز کن
 بی تو پایانم مرا آغازکن...
دیدگاه ها (۳)

نشسته ام که برای دلم هوار کنمجواب کرده طبیبم، بگو چه کار کنم...

نفسم باش مرا چون تو کسی نیست عزیزشهر خالی ست مرا همنفسی نیست...

واژه واژه این غزل را غرق مهرت میکنمدین و دنیای منی قصد سجودت...

هر زمان می بینمت قلبم پریشان می شودچشم هایم در هوایت باز گری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط