{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق گنجیست دل چو ویرانه

عشق گنجیست دل چو ویرانه
عشق شمعیست روح پروانه
در بیابان عشق میگردد
روح مدهوش و عقل دیوانه
دست تا در نزد به دامن عشق
ره به منزل نبرد فرزانه
خرم آن عارفان که دنیا را
پشت پائی زدند مردانه
آدم از دانه اوفتاده به دام
آه از این دام وای از آن دانه
عمر در باختیم تا اکنون
گه به افسون و گه به افسانه
بعد از امروز گر به دست آریم
دیدگاه ها (۲)

آنی که چو تو گردش ایام نداردسلطان چو تو معشوق دلارام نداردچو...

آنی که چو تو گردش ایام ندارد سلطان چو تو معشوق دلارام نداردچ...

به خرابات برید از در این خانه مرا که دگر یاد شراب آمد و پیما...

به خرابات برید از در این خانه مراکه دگر یاد شراب آمد و پیمان...

#elham31در من این اندازه از ویرانه میخواهی چه کارسینه ام شد ...

باز این چه شورش است که در خلق عالم استباز این چه نوحه و چه ع...

شعر ولادت امام جواد علیه السلامجلوه در محفل چو ماه عارض جانا...

محتشم کاشانی » دیوان اشعار » ترکیب‌بندها باز این چه شورش است...

باز این چه شورش است که در خلق عالم استباز این چه نوحه و چه ع...

باز این چه شورش است که در خلق عالم استباز این چه نوحه و چه ع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط