{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ﺯﻧﺪﻩ ﺍﻡ

ﺯﻧﺪﻩ ﺍﻡ

ﻧﻪ ﺍﺯ ﺟﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﻣﺎﻧﺪﻩ

نه

بلکه اﺯ ﺍﺳﺘﺨﻮﺍﻥ ﻫﺎﯼ ﻟﺠﺒﺎﺯﯼ ﮐﻪ ﺭﻭﯼ ﻫﻢ

ﺍﯾﺴﺘﺎﺩﻩ ﺍﻧﺪ . . . !!!
دیدگاه ها (۴)

به یک پلک تو میبخشم تمام روز و شبها را که تسکین میدهد چشمت غ...

قضاوتت میکنند آنانی که قاضی نیستند!حکم میکنند آنانی که حاکم ...

مثل هر شب هوس عشق خودت زد به سرمچند ساعت شده از زندگیم بی خب...

گاه می خواهم فرار کنماز تو، از خودماما به کجا؟هوا هم بوی تو ...

عاشقانه های شبنم

#حکایت_قدیمی دزدی مرتبا به دهكده ای ميزد، ﺭﻭﺯﯼ ﮐﻪ ﺭﺩﭘﺎﯼ ﺑﻪ ﺟ...

ﺭﻭﺯﯼ ﺯﻧﺒﻮﺭ ﻭ ﻣﺎﺭ ﺑﺎ ﻫﻢ بحث شاﻥ ﺷﺪ!ﻣﺎﺭ ﻣﯿﮕﻔﺖ: ﺍﻧﺴﺎﻧﻬﺎ ﺍﺯ ﺗﺮﺱِ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط