ری اکشن از توکیو ریونجرز «پارت ۱»✨
ری اکشن از توکیو ریونجرز «پارت ۱»✨
مـــــوضــــــوع:«وقتی بهشون بگیم ددی»
(عجب چیزی بشه 🤣)
------------------------------------------------
مایکی✨
از سر کار اومده بودی و مایکی هم از گنگ
خیلی خسته بودی اصلا تو خودت نبودی که گفتی:
تو:ددی خستمممممم-
مایکی:خسته نب-وایسا چی گفتی؟
تو:من گفتم... شت😃
مایکی:پس میخوای تنبیه شی نه؟؟
تو :گوه خوردممم
بلند شدن و سعی برای فرار*
مایکی:گرفتنت*
مایکی:کجا باهات کار دارم....
و خب دیگه نماز خوندین😃
------------------------------------------------------
چیفویو ⭐
چیفویو از گنگ برگشته بود تو هم تو خونه بودی
که یهو کرمت گرفت خواستی یکم اذیتش کنی
تو:ددیییی گشنمهه
چیفویو:سرخ علی*هه..ها؟؟خب ...پ..پاشم..غذا سفارش..ب..بدم؟؟
تو:نه...من یچی دیگه میخوام....
چیفویو:لبو*چ...چی؟؟؟
تو:من میخوام....خودم غذا بپزمممم
چیفویو:آ...آهان..هوفف..فکر کردم منظورت یه چی دیگست(آروم گفت)
---------------------------------------
خب دیگه بستهتونه
پارت دوم رو بگین کدوم شخصیتا بنویسم؟؟؟
مـــــوضــــــوع:«وقتی بهشون بگیم ددی»
(عجب چیزی بشه 🤣)
------------------------------------------------
مایکی✨
از سر کار اومده بودی و مایکی هم از گنگ
خیلی خسته بودی اصلا تو خودت نبودی که گفتی:
تو:ددی خستمممممم-
مایکی:خسته نب-وایسا چی گفتی؟
تو:من گفتم... شت😃
مایکی:پس میخوای تنبیه شی نه؟؟
تو :گوه خوردممم
بلند شدن و سعی برای فرار*
مایکی:گرفتنت*
مایکی:کجا باهات کار دارم....
و خب دیگه نماز خوندین😃
------------------------------------------------------
چیفویو ⭐
چیفویو از گنگ برگشته بود تو هم تو خونه بودی
که یهو کرمت گرفت خواستی یکم اذیتش کنی
تو:ددیییی گشنمهه
چیفویو:سرخ علی*هه..ها؟؟خب ...پ..پاشم..غذا سفارش..ب..بدم؟؟
تو:نه...من یچی دیگه میخوام....
چیفویو:لبو*چ...چی؟؟؟
تو:من میخوام....خودم غذا بپزمممم
چیفویو:آ...آهان..هوفف..فکر کردم منظورت یه چی دیگست(آروم گفت)
---------------------------------------
خب دیگه بستهتونه
پارت دوم رو بگین کدوم شخصیتا بنویسم؟؟؟
- ۱۶۳
- ۳۱ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط