در اين دنيا تك و تنها شدم من,
در اين دنيا تك و تنها شدم من,
گياهي در دل صحرا شدم من....
چو مجنوني كه از مردم می گريزد,
شتابان در پي ليلا شدم من....
چه بي اثر مي خندم...!
چه بي ثمر مي گريم....!
به ناكامي چرا رسوا شدم من...!
چرا عاشق چرا شيدا شدم من....!
من آن دير آشنا را ميشناسم,
من آن شيرين ادا را ميشناسم....
محبت بين ما كار خدا بود,
از اينجا من خدا را مي شناسم....
خوش آنروزي كه اين دنيا سر آيد,
قيامت با قيام محشر آيد...
بگيرم دامن عدل الهي,
بپرسم كام عاشق كي برآيد....
گياهي در دل صحرا شدم من....
چو مجنوني كه از مردم می گريزد,
شتابان در پي ليلا شدم من....
چه بي اثر مي خندم...!
چه بي ثمر مي گريم....!
به ناكامي چرا رسوا شدم من...!
چرا عاشق چرا شيدا شدم من....!
من آن دير آشنا را ميشناسم,
من آن شيرين ادا را ميشناسم....
محبت بين ما كار خدا بود,
از اينجا من خدا را مي شناسم....
خوش آنروزي كه اين دنيا سر آيد,
قيامت با قيام محشر آيد...
بگيرم دامن عدل الهي,
بپرسم كام عاشق كي برآيد....
- ۸۶۰
- ۰۱ خرداد ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط