{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تمام تردید های من

تمام تردید های من
در دوستت دارم های تو
بی معنا شدند
هرگز تصور نمی کردم
که روزی اینچنین به دام عشق گرفتار شوم
و همچون کبوتری دلبریده از دنیا
در بند چشمانت اسیر شوم
هر روز که می گذرد
قلب کوچکم بیش از دیروز تو را می خواهد
آری
اکنون دیگر بدون عشق تو خواهم مرد
من بیمار عشق توام
و تنها طبیب من
دستان هستی بخش توست
پروانه ی خیالم
هر لحظه شمع چشمانت می جوید
ولی افسوس
که تلاشش بی حاصل است
دنیا را نمی خواهم
آسمان را نمی خواهم
جون تویی دنیای من
و آسمان همان چشمان توست
و حتی نفس هایت،نفس های من است
و اگر روزی دیگر بر نیایند
بی شک خواهم مرد
دیدگاه ها (۱)

شبیـــــه بِه کدامیــــــــــن "سیـــــــگار" دُنیا بودم...!...

دوستت دارم…آنقدر که ...پروانه ها گیج می‌شوندگل ها تعجب می‌کن...

نکند صبح شود جای تو خالی باشد؟بوی عطر تو فقط بر تن قالی باشد...

عزیزِ من…اَمـــروز #طُ را دیـــدم… و دُنیــا یـکـی شـــد.همـ...

تو را دوست دارم...آن‌قدر که اگر عشق را از فرهنگ لغت حذف کنند...

با تو، دنیا زیباتر است، لحظه‌ها عمیق‌ترند و زندگی معنای واقع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط