{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نذر کرده ام!!

نذر کرده ام!!
یک روزی که خوشحال تر بودم
بیایم و بنویسم که زندگی را باید با لذت خورد
که ضربه های روی سر را باید آرام بوسید
و بعد لبخند زد و دوباره با شوق راه افتاد .
یک روزی که خوشحال تر بودم
می آیم و می نویسم که "این نیز بگذرد "
مثل همیشه که همه چیز گذشته است وآب از آسیاب و طبل طوفان از نوا افتاده است.


یک روزی که خوشحال تر بودم
یک نقاشی از پاییز میگذارم ،که یادم بیاید زمستان تنها فصل زندگی نیست
زندگی پاییز هم می شود ،رنگارنگ ، از همه رنگ ، بخر و ببر!
یک روزی که خوشحال تر بودم
نذرم را ادا می کنم
تا روزهایی مثل حالا که خستگی و ناتوانی لای دست و پایم پیچیده است
بخوانمشان و یادم بیاید که هیچ بهار و پاییزی بی زمستان مزه نمی دهد
و هیچ آسیاب آرامی بی طوفان...

یلدا بر همه دوستان مبارک...
دیدگاه ها (۳۴)

یک کشور درست کنند برای بچه‌ها، بچه‌های فلسطین، اسرائیل، سوما...

دنیا کوچکتر از آن استکه گم شده‌ای را در آن یافته باشیهیچ کس ...

از خوشی های روزگارهمین بس که آدمیزاد به همه چیز عادت می کند....

عشقراهی‌ست برای بازگشت به خانهبعد از کاربعد از جنگبعد از زند...

نومیدی

ای کاش مهم بودم ):پارت ۱ویو کلارا :سلام من کلارا هستم با هفت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط