{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یادگار مجتبی می زد عمویش را صدا

یادگار مجتبی می زد عمویش را صدا
قلب عمه پاره شد

در میان قتلگه شد دست او از تن جدا
قلب عمه پاره شد
دیدگاه ها (۱)

امان ز لحظه یِ آخر که دست و پا می زدعموی بی کس خود را فقط صد...

گر بال و پر زند پرش از دست میرودگر تیر را کشد سرش از دست میر...

شب زیارت #امیردلها فرا رسید:السلام علیک یا اباعبداللهالسلام ...

هاجر کرب و بلایم یا حسیناین دو نذری مِنایم یا حسیناین دو اسم...

مهرو

#شعر_نو 🍃آنقدر از خواهش دل سوختم تا چنین بی خواهشی آموختم......

مهرو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط