{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در هوایت مثل یک مرغ مهاجر می شوم

در هوایت مثل یک مرغ مهاجر می شوم
هر کجا باشی کنار تو مجاور می شوم

می شوم تبعیدیِ تکفیریِ لبخندهات
آخرش روزی به عشق تو مسافر می شوم

ریخته بر شانه ات گیسویی از جنس غزل
با چنین وضعی که داری باز شاعر می شوم

بر ضریح چشم هایت پنجه افکنده دلم
کم کمک دارم در این محدوده زائر می شوم

یک اشاره از نگاه پر نهیبت کافی است
امر کن؛ در محضرت با شوق، حاضر می شوم

خواستم پیدا کنم مثل تو را، هرگز نشد...!
با تو هی درگیرِ تاریخ معاصر می شوم

ای "الهه"! ای "صنم"! ای "عشق"!... من با خنده ات
عاشقِ "پروردگارِ" "حیِّ" "قادر" می شوم

غرق غصه مثل عاکف در شب تنهایی ام
گاهگاهی لابلای شعر ظاهر می شوم...
دیدگاه ها (۵)

من پس انداز دلم را به تو دادم که تو هم بیمه ی عمر دلم روز مب...

وقتی کنارمیتمام عشقم را به تو هدیه میدهم مهم حال استنه گذشت...

آن چنان غرق تو بودم که خودم یادم رفتخیره در چشم تو آنقدر که ...

چند روزی می شود در خواب صحبت می کنماز تو و احساسِ دلتنگی شکا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط