{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هی کافه چی !

هی کافه چی !
میزهایت را تک نفره کن …
نمیبینی همــــــه تنهاییـــــــــــــــم ؟

خدا را چه دیدی
شاید یک روز در کافه ای دنج و خلوت این کلمه ها صوت شدند
برای گوش های تو که روی صندلی روبروی من نشسته ای
و برای یک بار هم که شده قهوه تو سرد شد …
بس که خیره ماندی به من ......
عادت کرده ام تنها توی کافه ای بنشینم
از پشت پنجره آدم ها را ببینم
قهوه ای تلخ بنوشم و تا خانه با نبودنت پیاده راه بروم ...
دیدگاه ها (۲)

هرازگاهی روبروی آیینه می ایستم...و به اتفاق های گذشته می اند...

بیا یکــــ شب جاهایمــــان را عــــوض کنیمــــمــــن معشــــ...

part15***ستاره‌های کوچک و بزرگ روی زمین (گل‌ها) محیط رو پر ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط