هی کافه چی !
هی کافه چی !
میزهایت را تک نفره کن …
نمیبینی همــــــه تنهاییـــــــــــــــم ؟
خدا را چه دیدی
شاید یک روز در کافه ای دنج و خلوت این کلمه ها صوت شدند
برای گوش های تو که روی صندلی روبروی من نشسته ای
و برای یک بار هم که شده قهوه تو سرد شد …
بس که خیره ماندی به من ......
عادت کرده ام تنها توی کافه ای بنشینم
از پشت پنجره آدم ها را ببینم
قهوه ای تلخ بنوشم و تا خانه با نبودنت پیاده راه بروم ...
میزهایت را تک نفره کن …
نمیبینی همــــــه تنهاییـــــــــــــــم ؟
خدا را چه دیدی
شاید یک روز در کافه ای دنج و خلوت این کلمه ها صوت شدند
برای گوش های تو که روی صندلی روبروی من نشسته ای
و برای یک بار هم که شده قهوه تو سرد شد …
بس که خیره ماندی به من ......
عادت کرده ام تنها توی کافه ای بنشینم
از پشت پنجره آدم ها را ببینم
قهوه ای تلخ بنوشم و تا خانه با نبودنت پیاده راه بروم ...
- ۵.۹k
- ۰۷ مرداد ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط