{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نفسم تنگ شد از این همه دوری، گاهی

نفسم تنگ شد از این همه دوری، گاهی
باز کن پنجره را شهر هوا میخواهد :)

#فاطمه_مشاعی
دیدگاه ها (۳)

ای خوب تر از خوب تر از خوب...کجایی؟#یامهدی_عج

"دوستت دارم " که آمد بر زبان خوابم گرفت!متهم اغلب پس از اقرا...

عاشق که شد که یار به حالش نظر نکرد؟!ای خواجه! درد نیست... وگ...

به این فکر میکنم : هنوز جوونیم... کو تا مرگ؟!تازه بیدار شدم....

غروب که شد ،هرجای این شهر آهنی بودی خودت را به خانه ام برسان...

پنجره ی باران خورده ات را باز کنچند سطر پس از بارانچشمهایم ر...

باز کن پنجره رامن تو راخواهم برد،به سرِ رود خروشان حیات،آب ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط