{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلم لک زده برای باران بی وقت،

دلم لک زده برای باران بی وقت،
برای پاییز و غافلگیری های آسمان،
برای ساز برگهای پاییزی زیر پاهایم،
برای سوز زمستان و هم آغوشی گرمای چای با دستانم،
برای ساز بی صدای برف پشت پنجره و خودنمایی شال گردنت روی شانه های آدم برفی،
برای مچاله شدن توی آغوش گرمت در دمدمه های سرد صبح و بازیگوشی لبانم با لبانت...
می بینی دلم در تکاپوی بویت همه فصلهای با تو بودن را زیر و رو کرده.
درد شیرینم این تابستان برای من هیچ نامی از تو ندارد..
‌‌
دیدگاه ها (۱)

و حالا پاییز آرام و نجیب با چمدانی پر از برگهای طلایی از راه...

چند پارتیپارت۳ا.ت به سرعت درِ شیشه‌ایِ سوپرمارکت را قفل کرد ...

رمان لونا و ویلیام : قسمت ۱۴

.اونی که دوس داری زیر بارون باهاش قدم بزنی تگ کن❤ ️.دلم لک ز...

دلم لک زده برای پاییز و غافلگیری های آسمانبرای ساز برگهای پا...

پاییز که آمد خبرم کن !دلم قدم زدن زیر بارانی از برگ میخواهد،...

صدایت را که میشنوم ....دلم ارام میگیرد ....نفس در سینه تنگ م...

صدایت را که میشنوم ....دلم ارام میگیرد ....نفس در سینه تنگ م...

صدایت را که میشنوم ....دلم ارام میگیرد ....نفس در سینه تنگ م...

صدایت را که میشنوم ....دلم ارام میگیرد ....نفس در سینه تنگ م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط