چند شاتی
چند شاتی
#درخواستی
Part:¹⁰(end)
دوسال سال بعد
ویو ا.ت
+:سول مامان آروم باش الان میوفتی
(علامت سول:×)
×:مامانی بوتو دیده سولان داله دل میدنه(مامانی بدو دیگه سوران داره در میانه)
_:به به چه خانوم زیبایی دارم من (ا.ت رو بوسید)
و چه دختر کوچولو و کیوتی داریم ما
بیا بریم باهم درو باز کنیم کوچولوی بابا
×:منو بتل تون تا با عم بلیم (منو بغل کن تا باهم بریم)
الان دو سال از وقتی که منو کوک باهم ازدواج کردیم و یه دختر کوچولو داریم میگذره
منو کوک زندگی خیلی رمانتیک و قشنگی داریم که سراشیبی و سرازیری داره البته ما همیشه کنار همیم یاد گرفتیم که برای حل مشکل به هم دیگه پناه ببریم و باهم حلش کنیم
بعد از ازدواج من و کوک
لونا و تهیونگ باهم ازدواج کردن اونا هم زندگی شاد و خوبی باهم دارن و یه دختر بامزه به اسم سوران دارن که هم سنه سول هست و باهم بازی میکنن
من خیلی کوک رو دوست دارم و خاطرم برای عشقمون همه کاری کنم و خوشحالم که حسی که دارم دو طرفست🤍💫
تو همین فکر بودم که کوک با چشمای ستاره ای و درستش اومد تو آشپز خونه
_:عشقم مهمونا اومدن ...میخوای کمکت کنم؟
+:نه کارارو انجام دادم...راستی عزیزم میدونی اولین بار که عکستو دیدم عاشق چیت شدم؟
_:چی؟
+:عاشق چشمای ستاره ایت که آنقدر قشنگه که همه ی حرفایی که نگفتی و همه ی احساس تو میشه از توش دید و بعد عاشق همه چیزت شدم..زندگیم با تو قشنگتر شده 🤍✨
_:ولی من عاشقت نیستم...دیوونتم ..تو زندگیمی..دلیل وجودمی دوست دارم ا.ت
+:من بیشتررر.
_:نه من بیشترررر تر
_و+:(خنده)
پایان
_________________________
سلام به عشقای خودم🩷
احوالتون؟
این فیک هم تموم شد امیدوارم لذت برده باشید
ببخشید میدونم خیلی بد شد و متاسفم بابت بدقولی ها و مشکلاتی که موقع آپ پیش اومد امیدوارم خوشتون اومده باشه خوشحال میشم نظراتتون رو تو کامنت باهام به اشتراک بزارید🤍✨
#درخواستی
Part:¹⁰(end)
دوسال سال بعد
ویو ا.ت
+:سول مامان آروم باش الان میوفتی
(علامت سول:×)
×:مامانی بوتو دیده سولان داله دل میدنه(مامانی بدو دیگه سوران داره در میانه)
_:به به چه خانوم زیبایی دارم من (ا.ت رو بوسید)
و چه دختر کوچولو و کیوتی داریم ما
بیا بریم باهم درو باز کنیم کوچولوی بابا
×:منو بتل تون تا با عم بلیم (منو بغل کن تا باهم بریم)
الان دو سال از وقتی که منو کوک باهم ازدواج کردیم و یه دختر کوچولو داریم میگذره
منو کوک زندگی خیلی رمانتیک و قشنگی داریم که سراشیبی و سرازیری داره البته ما همیشه کنار همیم یاد گرفتیم که برای حل مشکل به هم دیگه پناه ببریم و باهم حلش کنیم
بعد از ازدواج من و کوک
لونا و تهیونگ باهم ازدواج کردن اونا هم زندگی شاد و خوبی باهم دارن و یه دختر بامزه به اسم سوران دارن که هم سنه سول هست و باهم بازی میکنن
من خیلی کوک رو دوست دارم و خاطرم برای عشقمون همه کاری کنم و خوشحالم که حسی که دارم دو طرفست🤍💫
تو همین فکر بودم که کوک با چشمای ستاره ای و درستش اومد تو آشپز خونه
_:عشقم مهمونا اومدن ...میخوای کمکت کنم؟
+:نه کارارو انجام دادم...راستی عزیزم میدونی اولین بار که عکستو دیدم عاشق چیت شدم؟
_:چی؟
+:عاشق چشمای ستاره ایت که آنقدر قشنگه که همه ی حرفایی که نگفتی و همه ی احساس تو میشه از توش دید و بعد عاشق همه چیزت شدم..زندگیم با تو قشنگتر شده 🤍✨
_:ولی من عاشقت نیستم...دیوونتم ..تو زندگیمی..دلیل وجودمی دوست دارم ا.ت
+:من بیشتررر.
_:نه من بیشترررر تر
_و+:(خنده)
پایان
_________________________
سلام به عشقای خودم🩷
احوالتون؟
این فیک هم تموم شد امیدوارم لذت برده باشید
ببخشید میدونم خیلی بد شد و متاسفم بابت بدقولی ها و مشکلاتی که موقع آپ پیش اومد امیدوارم خوشتون اومده باشه خوشحال میشم نظراتتون رو تو کامنت باهام به اشتراک بزارید🤍✨
- ۱.۲k
- ۰۵ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط