{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یادم رفته صدات رو. خیلی غمگینه این اعتراف، ولی من حتی غمگ

یادم رفته صدات رو. خیلی غمگینه این اعتراف، ولی من حتی غمگین‌بودن هم یادم رفته. فقط غروب که آسمون نارنجی میشه، یادم میاد دلت می‌خواست یه روباه نارنجی باشی توی یه کارتون ژاپنی. بعد یه ابری نمیدونم از کجا میاد تو گلوم، می‌شینم به مردن خورشید نگاه می‌کنم، به اومدن تاریکی، به نبودن تو، به فراموش کردنت. غصه‌دار میشم ولی غصه‌دار بودن هم یادم رفته...
دیدگاه ها (۰)

تو‌مثلِ . .هوای‌خوب‌بعد‌بارونی!☁️'›

غم‌عمیق‌است‌اما‌شادی‌از‌آن‌عمیق‌تر . . 🌿 ›

من تنهایی بزرگ شدم ..تنهایی زخمامُ بستم !تنهایی دردامُ تحمل ...

برای رها کردنت دیر است.تو ریشه کرده ای در من مثل دانه ای بر ...

اولین تجربه م

قاتل زنجیره‌ای من ⛓️🩸[p10]که دو دست بغلش کردن تو گوشش زمزمه ...

(یه کونده اینو گذارش کرد دوباره گذاشتم) Part6 ویو ا. تفرد حد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط