{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی بچه بودم و نمیتونستم یه کاری رو بکنم و یا قدم نمیرسی

وقتی بچه بودم و نمیتونستم یه کاری رو بکنم و یا قدم نمیرسید ظرفها رو بشورم مادرم نفرینم میکرد الهی خواب به خواب بری و خواهرم میگفت الهی سرطان بگیری..من آروم تو دلم میگفتم آمین....
دیدگاه ها (۲)

چقدر مردن خوبه وقتی زندگیت جهنمه

دلم یه دست مردونه گنده میخواد که بزنه زیر گوشم و بگه خفه شو ...

ای خدا

+why me?-I shouldn't fall in love with you p.125(از زبون جون...

برده عمارت جئون

Blood contract/رمان مافیایی(تهیونگ)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط