{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق یا نفرت

عشق یا نفرت؟
(طابع قوانین ویسگون)
P³⁸
(کره=ساعت 7:21 PM)
*توی راه برگشت خونه بودیم،لارا امشب مهمون ما بود،وقتی رسیدم خونه سریع به اتاقم رفتم و به الا زنگ زدم*
الا:بله؟
ا/ت:سلام بلد نیستی؟(عصبی)
الا:سلام(خنده)چیشده؟چرا انقدر عصبی؟
ا/ت:الا..لارا امشب اینجا میمونه..میشه بیام اونجا؟(کلافه)
الا:نه با جک میرم بیرون
ا/ت:منم میااام
الا:شوخی کردم..بیا..تازه کلید هم داری(خنده)
ا/ت:عه..راس میگیا..میام..
*سریع ی لباس دیگه پوشیدم و از پله ها رفتم پایین،لارا و جونگکوک خیلی چندش بودن..جونگکوک به لارا میوه میداد و لارا هم جوری رفتار میکرد انگار سگشه..عووووووق..پیکمی عن..*
م.ا/ت:ا/ت؟جایی میری؟
ا/ت:امشب با الا قرار دارم(لبخند)
لارا:حالا امشب من هستم بمون دیگه(نازک)البته..نباشی هم ناراحت نمیشم(خنده)
ا/ت:
*یهو بگیرم مث سگ بزنمش صدا بز و خر و گاو رو باهم بده..تخم صگ*
ا/ت:متاسفم نمیتونم کنسلش کنم..شاید امشب رفتیم بار..ممکنه جونیور هم بیاد..نمیخوام بهش بد بگذره(لبخند)
*وقتی این رو گفتم سر جونگکوک بالا اومد و زبونش رو توی لپش کرد،اما اونم عقب نکشید،لارا و کشید توی بغل خودش و بوسه ای به سر لارا زد*
جونگکوک:اگر قطعی شد بگو..من و لارا هم بهتون ملحق میشیم
لارا:وایییی..خیلی خوب میشه(لبخند)
جونگکوک:(نیشخند)
ا/ت:اره..عالی میشه
*از خونه بدون خدافظی رفتم بیرون،ی تاکسی گرفتم و رفتم خونه الا*
الا:سلااام
ا/ت:سلام..(کلافه)
الا:باشه باشه..فهمیدم..امروز بخاطر لارا روز بدی داشتی و دلت میخواد خـ/رشو بگـ//ـی
ا/ت:از ی سلام همه چی رو فهمیدی؟(شوکه)
الا:8 ساله باهات دوستم..از 18 سالگی..
ا/ت:خیله خب..حالا میشه بیام تو؟
الا:بیا(خنده،در رو باز میکنه)
*با الا کلی غیبت کردیم،الا همش میخندید*
الا:ا/ت..تو عاشق شدی(خنده)
ا/ت:چی؟من؟(شوکه)
الا:تو عاشق پسر عموت شدی برای همین به لارا حسودی میکنی..
ا/ت:نه اصلا فکرشم نکن..من؟عاشق ی هول؟کـ/ـخلی؟
الا:ا/ت..تو تا حالا به دوس دختر جدید تهیونگ حسودی کردی؟
ا/ت:نه..حتی بهشون تبریک گفتم..
الا:به من و جک چی؟
ا/ت:تو دوستمی..معلومه حسودی نمیکنم
الا:جونیور و سارا چی؟
☆سارا=اکس دانشگاهی جونیور☆
ا/ت:نه..
الا:خب دیگه..تو عاشق شدیییی..تو حتی به ویکتوریا لیزو هم حسودی کردی..تو از جونیور متنفری اما بخاطر این که جونگکوک حسودی که جونیور رو توی شرکت اوردی..تو حتی برای تهیونگ خوشحال شدی
ا/ت:نمیدونم..به هر حال..من عاشق اون باشم..اون منو دوس نداره..
الا:خودت خودتو لو دادی
ا/ت:هوف..خیله خب باشه
*با الا نشستیم فیلم دیدیم،وسط فیلم گشنمون شد،زنگ زدیم غذا سفارش دادیم،وقتی غذا رسید خوردیم و چند دقیقه بعد فیلم تموم شد..یکی در زد*
ا/ت:منتظر کسی بودی؟
الا:جز تو و جک کسی اینجا نمیاد..احتمالا جکه
*الا در رو باز کرد..اما یهو....*
ادامه دارد...
دیدگاه ها (۲۵)

عشق یا نفرت؟ (طابع قوانین ویسگون) P³⁹*وقتی الا در رو باز کرد...

عشق یا نفرت؟ (طابع قوانین ویسگون) P⁴⁰جونگکوک:کـ...کجا میری؟ ...

فالوشه،فیک هاش فوق العادست🎀@novelstar

عشق یا نفرت؟ (طابع قوانین ویسگون) P³⁷(کره=ساعت 2:03 AM) *ساع...

عشق یا نفرت؟ (تابع قوانین ویسگون) P⁴⁹(کره=ساعت 10:13 PM) ☆:ا...

عشق یا نفرت؟ (تابع قوانین ویسگون) P⁴⁶ا/ت:نمیخوای بشینی؟ ☆:جو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط