{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فیک کوکی

فیک کوکی

گودال سیاه

پارت۹

از زبون ا.. ت

اروم اروم و با لبخند شیطانیش داشت بهم نزدیک میشد ترسیده بودم خیلی ترسیده بودم باید یه کاری میکردم وگرنه کاذم تموم بود همه چی نابود میشد و اولیش خودم بودم با ترس و لرزی که داشتم یهو با ضرب از جام بلند شدم نباید میزاشتم ولیذفقط با قدم اول چشام سیاهی رفتن و سرگیجه ای بدی گرفتم که باعث شد دوباره مثل جنازه وسط اتاق جلوی اون مرد پهن شدم

کوکی: اخ اخ میخواستی فرار کنی اخه چراااا من که قرار نیست کاری کنم فقط قراره. خوش بگذره
و یه نیشخند زد
با تمام توانم بلند شدم و یه سیلی محکم بهش زدم که سرش به راست متمایل شد

از زبان راوی

کوک سرش را به ارامی به طرف ا.. ت چرخاند و بدون کلمه ای حرف دستش را به طرف ا.. ت دراز کرد

پایان

به خاطر اینکه خیلی هاتون گفته پارت بزارم نصفشو گذاشتم نصف پارتم میزارم
دیدگاه ها (۱۳)

درخواستی............. وقتی تو اتاق گیر میکنی.... نامجون: میا...

میدونین فردا سه تا امتحان دارم ولی همچنان ولم تو گوشی🤣😂

فیک کوکیگودال سیاهپارت۸از زبون ا.. تلعنتی نمیدونم چند ساعت ب...

اینم قسمتی از لایو تهیونگاینجوری که ته ته داره یوناتانو ماچش...

Part ۷

چند پارتی درخواستی پارت ۳ا/ت . با ترس به شیشه ماشین نگاه میک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط