{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ازکوچه ی زیبای تو امروز گذشتم

ازکوچه ی زیبای تو امروز گذشتم
دیدم که همان عاشق معشوقه پرستم

یک لحظه به یاد تو در آن کوچه نشستم
دیدم که ز سر تا به قدم شوق و امیدم

هر چند گل از خرمن عشق تو نچیدم
آن شورجوانی نرود لحظه ای از یاد

ای راحت جان و دل من خانه ات آباد
با یاد رخت این دل افسرده شود شاد

هرگز نشود مهر تو ای شوخ فراموش
کی آتش عشق تو شود یک سره خاموش

هر جا که نشستم سخن ازعشق تو گفتم
با اشک جگر سوز، دل سخت تو سفتم

خاک ره این کوچه به خار مژه رفتم
دل می تپد از شوق که امروز کجایی

شاید که دگر باره از این کوچه بیایی
دیدگاه ها (۲)

بی تو یک شاخه گل پرپر به گلدان میشومبد تر از این گرد وخاک کن...

همنفس با سنگ ساحل، ماجراها دیده امموج در موج، خروش خشم دریا ...

امشــــب از رویای تو خوابم نمیگیرد چرازخمی عشقت شدم این دل ن...

آمدم عرض ادب بر قدم یار کنمدل و جان را به فدای گل بی خار کنم...

"گل بابونهیادت هست...؟آن روز خدا،فصل بهاردر دامن آن کوه بلند...

نرگس چشم تو از آینه پیداست هنوز تپش قلب من از شوق تمناست هنو...

بسم رب المهدی(عج) می ترسم از آن لحظه که عمرم به سر آید مهتا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط