{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در فهم این باید نباید ها

در فهم این باید نباید ها
در وهم این آید نیاید ها
ابر دلم بی تاب تر می شد
اندیشه ام بی خواب تر می شد
ای کاش باران سیر می بارید
بر دست و پا ، زنجیر می نالید
دیگر نشان از غم نمی خواهم
من ماتمم ، ماتم نمی خواهم
اندیشه ام پاییز می خواهد
آرامشی سرریز می خواهد
رعدی زمستانی دلم را برد
این دل نشست و
بغض خود را خورد
دیگر چرا از غم گریزانی
غروب ِ دیماه است ، میدانی
خانه خراب و حسرت مهمان
ویرانی دل را تو سامانی
ایکاش گلویم ................... #شهزاد
دیدگاه ها (۱)

از نفس تا بوسه از قفس تا پرواز از همین لحظه که یاد تو در اشک...

عشق یعنی آخرین وعده ی درد یک شکاف از دل زخم خورده ی مرد یک ت...

باز با رویای او ای دل تبانی می کنی بر سر یادش نشسته زندگا...

من آن رویای پاییزم که از زوزه ی باد از غمی مانده بیاد انتظار...

🌱🍒دلم گرفته برایت... مگر نمی دانی !چرا برای‌ دلم یک غزل نمی‌...

عاشقانه های شبنم دعای خیر بدرقه راهتون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط