لحظه ی لمس تنم با بدنت شیرین است
لحظه ی لمس تنم با بدنت شیرین است
زندگی پشت گل پیرهنت شیرین است
چقدر ناز به چشمان تو خوش می آید
خاصه در لحظه ی چشمک زدنت شیرین است
لب دریا و غروب و تو و یک فنجان چای
دل سپردن به غزل از دهنت شیرین است..
هیچ معشوقه به اندازهی تو عاشق نیست
بی جهت نیست اگر کوهکنت شیرین است
قسمت این بود در این حادثه مجنون بشوی
گرچه یک عمر تمام سخنت شیرین است
باز آهنگ صدای قدمت می آید
از لب پنجره ام رد شدنت شیرین است
ای امید همه ی پنجره های بسته
رفتنت تلخ ولی آمدنت شیرین است...
زندگی پشت گل پیرهنت شیرین است
چقدر ناز به چشمان تو خوش می آید
خاصه در لحظه ی چشمک زدنت شیرین است
لب دریا و غروب و تو و یک فنجان چای
دل سپردن به غزل از دهنت شیرین است..
هیچ معشوقه به اندازهی تو عاشق نیست
بی جهت نیست اگر کوهکنت شیرین است
قسمت این بود در این حادثه مجنون بشوی
گرچه یک عمر تمام سخنت شیرین است
باز آهنگ صدای قدمت می آید
از لب پنجره ام رد شدنت شیرین است
ای امید همه ی پنجره های بسته
رفتنت تلخ ولی آمدنت شیرین است...
- ۲.۳k
- ۱۴ آذر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط