{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بوته سبز حیات می روید

بوته سبز حیات می روید
نم نمی می بارد
و در آن ، خورشید نیست
تابسوزاند قلب،وبسوزاند مهر
تا که چشم کار کند آبادی است
خوشحالی است
بی امان می خندم
ناگهان
روی الطاف زمین می افتم
پس یک پیچک تر
سنگی هست
لابلای تن پیچک انگار
روزنی می بینم
می شوم خیره به آن
مات و مبهوت به سنگ می نگرم
و شگفتا که در این روزن تنگ هم حتی
رخنه عشق نمایان شده است
دیدگاه ها (۲)

و سفر خواهم کردسفری از سر ناچاری و بغضاز دیاری که زمستان لب ...

هیس !مرغکی می خواندمی داندتا رسیدن به خدا راهی نیستلحظه ی کو...

به سفر خواهم رفتشاید اما تنهامی روم تا ملکوتخارج از سایه ی ز...

شاید..شاید میان این همه ناباوری باید شیطان را ستایش کنیم!!!!...

نرگس برهمند شاعر بجنوردی

داستان ترسناک..با جنبه ها همراه با دستمال برای پاک کردن عرق ...

تصاویر تأمل برانگیزی كه اشك خیلی ها را درآورد1. ماده شیر و ل...

#موزیکممنون.سپاسشبتون.عاشقانه

وطن‌ناموسه‌بی‌وطنی‌درده... 💚🤍❤🇮🇷#جمهوری_اسلامی_ایران_پاینده_...

مـارااَزجـان‌باخـتـن‌دَر‌نـبـرد‌مـی‌تـرسانـنـدهـمـان‌هـایـی‌...

طنینِ خشمِ نود میلیون؛ پایانِ عصرِ غارتهمراهِ گرامی، این قطع...

طنین خشم نود میلیون پایان عصر غارت

‏♨️بلومبرگ: قطر به دلیل بسته شدن احتمالی هرمز، حالت فورس ماژ...

جون مادرت یمن این پل رو بزن ♨️نیروهای مسلح یمن:🔹ما پل‌ها را ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط