{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رزسفیدمن

#رز_سفید_من
#پارت_۱٠




یونگی لباس ورزشی پوشید، به جیمین هم یه دست لباس ورزشی داد. بعد از اینکه لباساشونو پوشیدند.بعد جیمین به یونگی گفت

جیمین:نمیریم باشگاه؟
یونگی:نه ولی باشگاه رو میاریم اینجا
جیمین:منظورت چیه؟


یونگی دست جیمین رو گرفت و اونو به طبقه ی بالا برد و اونجا جیمین یک باشگاه مجهز دید.

جیمین:شوخی میکنی!؟

یونگی پوزخند زد و گفت

یونگی:غارتو ببند پشه میره توش

بعد با دو انگشت چونه ی جیمین رو گرفت و دهنشو بست. بعد شروع به توضیح روتین داد

یونگی:اول ربع ساعت تردمیل آروم، بعد ربع ساعت با سرعت بالا. بعدش نیم ساعت کار با دمبل پنج و ده کیلویی ، بارفیکس و در آخر ۱۰۰ تا دراز نشست

جیمین:اصلا اینا به چه دردی میخورن؟!!
یونگی :برای مسابقه باید عضلات پا و دست آماده باشن چون ممکنه یهو بخوای فرمون رو بپیچونی ولی ممکنه دستت اسیب ببینه. خب جوجه شروع کن

بعد از سه ساعت. جیمین آخرین دراز نشست خودشو انجام داد. بعداز تمام شدن کار. یونگی گفت

یونگی:حقیقتا فکر نمیکردم همه کارهایی که گفتمو انجام بدی ولی آفرین جیم، خوشم اومد

برای اذیت کردن پسر کوچکتر گفته بود جیم و جیمین با حرص لگدی نثار پای یونگی کرد و یونگی با تک خندی پاشو مالش داد و گفت

یونگی:میتونی بری دوش بگیری بعد با هم صبحانه میخوریم

جیمین دوش گرفت. بعد هم لباسای خودشو پوشید( همونایی که با لباس ورزشی عوض کرده بود)

پایین رفت و دید یونگی هم دوش گرفته بود چون موهاش خیس بود و یک حوله دور گردنش بود. یونگی صبحانه آماده کرده بود صبحانه پر از وعده های پروتینی

جیمین:من قهوه میخوام!
یونگی :نمیشه، بعد از سه ساعت تمرین آدم باید وعده های پروتینی بخوره حالا هم غر نزن و بیا اینو بخور

یونگی با نیشخند خبیثی به چیزی اشاره کرد.

( منحرف هم خودتونین! )

جیمین با حرص روی صندلی نشست و تخم مرغ و کمی عسل خورد.

بعد از صبحانه جیمین میخواست به هتل بره و یونگی گفت.

یونگی :بیا باهم بریم، من حوصله ی رانندگی ندارم
جیمین:امکان نداره!
یونگی:کامان، اینقدر خبیث نباش دیگه

جیمین با حرص به سمت ماشین رفت و یونگی هم سریع روی صندلی مسافر نشست و جیمین روی صندلی راننده نشست و با هم به هتل رفتند


تولدمممممم مبارکککککککک🎀

تولد شما کیه؟
دیدگاه ها (۵)

#رز_سفید_من#پارت_۹جیمین:مین! یونگی :ها؟ جیمین:میخوام توی مسا...

#رز_سفید_من#پارت_۸قطعا اسکله لیسا کنار جیمین گفت و جیمین یه ...

آلفا خوشتیپ من پارت ششم راوی : خب بریم سراغ یونمین که دیشب چ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط