{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رزسفیدمن

#رز_سفید_من
#پارت_۱۲




که همون لحظه اریس محکم در رو باز شد و در به جیمین خورد . یونگی سریع بلند شد و سمت جیمین رفت.

یونگی:جیمین حالت خوبه؟

بینی جیمین خونی شده بود و یونگی سریع دستمال کاغذی آورد و به جیمین داد. جیمین دستمال رو گرفت و روی بینیش فشرد

یونگی با کمی خشم از اریس پرسید

یونگی:تو چه مرگته! مگه اینجا تویلس که اینطور وارد میشی!!!؟


اریس نمیدونست چی بگه از طرفی هم از خشم یونگی میترسید چون میدونست یونگی وقتی عصبیه چطوری میشه پس ترجیح داد معذرت خواهی کنه

اریس:م.... من متاسفم..... نمیدونستم این پشت دره
یونگی:این به درخت میگن احمق، حالا هم گمشو بیرون!

اریس سریع بیرون رفت و در رو بست. یونگی به سمت جیمین برگشت و گفت

یونگی:بزار ببینمش
جیمین:لازم نکرده نگران من باشی، نگران زیر خوابت باش

یونگی عصبی شد و گفت

یونگی: اون احمق برای من اهمیت نداره فقط یه زیر خوابه
جیمین:هه یه زیر خواب


یک هفته گذشت.

هر روز جیمین و اریس دعوا میکردند. الان جیمین مشغول بررسی ماشینش هست که لارنس (یکی از تعمیرکار های فاکس)برای مسابقه ی چند روز بعدش آماده کرده بود. این اولین مسابقه ی جیمین برای فاکس بود.


جیمین موتور ماشین رو چک کرد که ناگهان یکی اونو هل داد. جیمین برگشت و دید که اریس اونو هل داده بود.

جیمین:باز چه مرگته؟!!؟

اریس، چیزی نگفت ، خشمگین بود او کلی به جیمین توهین کرد و جیمین هم که از چرندیات اریس خسته شده بود وقتی توهین به مادرش رو شنید با خشم مشتی به صورت اریس زد و اریس روی زمین افتاد. بینی اریس شکسته بود.


جیمین:یه بار دیگه به مادرم توهین کنی تیکه تیکت میکنم.

اریس بلند شد و خواست به جیمین مشت بزنه که صدای خشمگین یونگی اونو سره جاش میخکوب کرد

یونگی:فکر کردی داری چه گوهی میخوری عوضی؟!!!


بفرمااااااااا🎀🐥
لایک کو👹
دیدگاه ها (۱۱)

خوشگلاااااا مرسی از. حمایتاتون 💋💋💋💋💋💋💋🎀🎀🎀🎀بریم برای ۲٠٠مرسی ...

#رز_سفید_من#پارت_۱۱در طول مسیر یونگی فقط جیمین رو اذیت میکرد...

#رز_سفید_من#پارت_۲دو شب گذشت. جیمین با ماشین مخصوصش توی پیست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط