{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

و من هرشب حضورت را، در کلبـه خیال خویش

و من هرشب حضورت را، در کلبـه خیال خویش
می‌آورم، وجودت را با تمام هستیِ
باقی‌مانده در نهان‌خانه قلبم، نهان می‌کنم و بعد
چشم‌هایم ‌را باز نمی‌کنم شاید بتوانم تصویرت
را بر «پلک‌های بسته‌ام حک کنم...»
دیدگاه ها (۱)

همیشه فکر می کردم بدترین چیز توی زندگیاینه که تنها باشی ولی ...

اشتباه نکن!دور و نزدیک بودنِ آدم هابه فاصله شان تا تو نیست ن...

ای پدر…دیگر خسته شده‌ام.احساس می‌کنم از من روی برگردانیده‌ای...

می‌گویند مردها گریه نمی‌کنند...کاش یک‌بار جای من بودند؛جای پ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط