{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}



برخیز و مخور غم جهان گذران
بنشین و دمی به شادمانی گذران

در طبع جهان اگر وفایی بودی
نوبت به تو خود نیامدی از دگران


#خیام
دیدگاه ها (۱)

‌دردی از حسرت دیدار تو دارم که طبیبعاجز آمد؛ که مرا چاره درم...

‌با زمزمه ی تواکنون رخت به گستره ی خوابی خواهم کشیدکه تنها ر...

‌سایه‌ای بر دل ریشم فکن ای گنج روانکه من این خانه به سودای ت...

خرمن من گر بسوخت باک ندارم خوشمصد چو مرا بس بود خرمن آن ماه ...

💚🍊ای دل غم این جهان بیهوده مخور ...#خیام #شعر #جهان#روزمرگی...

گر یک نفست ز زندگانی گذردمگذار که جز به شادمانی گذردهشدار که...

#شعر_قدیمی 🍃بیا که در غم عشقت مشوشم بی توبیا ببین که در این ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط