حالا که حضرت پاییز هنوز نرسیده #شب‌های دلتنگی‌ش را به رخ

حالا که حضرت پاییز هنوز نرسیده #شب‌های دلتنگی‌ش را به رخ می‌کشد،
حالا که خاطره‌ی آن‌هایی که در عمق جان چکیدند و زندگی عادی ما را برهم زدند و کام‌مان را اول شیرین و بعد تلخ کردند توی ابرهای بالای سرمان رژه می‌رود،
ما هم در عمق شعرها می‌چکیم تا جانی دوباره یابیم.
تا شاید سال‌های بعد در یکی از شب‌های دلتنگی‌شان، در یکی از لحظه‌های سرخوشی یا اندوه‌شان گذری اتفاقی به برگ‌های ایستاده در کتابخانه‌ای کنند.
و همانطور که برای تسکین حال‌شان بدنبال مرهمی می‌گردند، ما را اتفاقی ورق بزنند و به یاد حال خوب یا بدشان ما را زمزمه کنند.
هرچه نباشد زمانی اتفاقی در چشم‌ها و دست‌ها و روح ما چکیده و همان‌قدر هم اتفاقی تسخیرمان کرده‌اند.
امروز ما دیگر خسته‌ایم و می‌رویم تا لا‌به‌لای چند واژه‌ی گرمِ مهربان جا خوش کنیم.
#شیما_سبحانی

😔😔😔
دیدگاه ها (۱)

عکس ملکه خوب ها.باهوش مصنوعی کاشته ایم نهال صبر اندر دل

قصه هفدهم: مسلم بن عقیل (بخش دوم)

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۳ قسمت ۳ ‌با نزدیک شدن به ا...

🔴🚨🇮🇷 نگاه کلی به صحنه؛ تحولات نظامی و امنیتی منطقه 🇮🇷🚨🔴━━━━━...

پارت ۵۲ — سال‌هایی که نگذشتندچندین سال از آن روز گذشته بود.ه...

قسمت ۹ چند هفته‌ای از اون ماجرا گذشت. رابطه بین جونگ‌کوک و «...

007-پنهان در مه - پارت ۷۱

┄┉♡┉┄𓂃 ࣪˖ ִֶָ𐀔 برای تو، پگ جیمین؛ قشنگ‌ترین اتفاقِ یک روز پا...

چندشش میشد. از خیسی بین پاهاش متنفر بود. نمی‌دونست ماده ی زن...

True Love①③دو ماه از شروع رابطه‌مون گذشته بود. تو این دو ماه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط