Pt14
جیمین:هه😏ولت کنم بری با بقیه پسرا؟
مینجی:(تو ذهنش)وات؟مثل اینکه هنوز مسته
سریع رفتم پایین جیمین هم اومد دستم رو گرفت ریدم تو خودم افتادم تو بغلش
جیمین:(دم گوش مینجی)بیبی اگه سعی کنی فرار کنی مثل آب خوردن پیدات می کنم پس تلاشت بی فایدس
از بغلش درومدم و با زانوم زدم وسط پاش(دیکش)بعد افتاد رو زانوهاش منم سریع دوییدم و فرار کردم و رفتم دوباره خونه جنی وقتی رسیدم اونجا مثل جت زنگ میزدم،اومد در رو باز کرد سریع رفتم تو که جنی گفت:
جنی:چیشد؟چی گفت؟چیکار کرد؟
مینجی:هیچی خارم رو....😑
جنی:چرا گذاشتی؟😤
مینجی:نذاشتم ولی انقدر که مست بود زیرش نزدیک بود بیهوش شم
جنی:دفاع شخصی مگه نرفتی؟(داد)😤
مینجی:داد نززززززززن دلم داره به فاک میرهههههههههه
رفتم از کمد اتاق جنی یه ژلوفن برداشتم خوردم یه کیسه آب گرم هم برداشتم گذاشتم رو شکمم و گرفتم خوابیدم
پرش به فردا صبح ساعت 9:10:
بلند شدم پاهای جنی رو شکم من بود خیلی آروووووووم پاهاش رو برداشتم وبلند شدم از تخت و رفتم کارای لازم رو کردم(تو wc) اومدم یه آرایش لایت کردم و لباسم رو پوشیدم سریع رفتم یه آبی یه چی خوردم که تشم نشه رفتم هایب که جیمین رو دم در تو ماشین دیدم ریدم.وقتی من رو دید پیاده شد و داشت میومد سمتم که درو بستم داشت در میزد دیگه در نزد 5 دقیقه دیگش رفتم بیرون که جلو دهنم رو یکی گرفت و برد تو ماشین،جیمین بود که گفت:
ادامه دارد....
شرط ها:
چهار تا لایک❤
چهار تا کامنت❤
مینجی:(تو ذهنش)وات؟مثل اینکه هنوز مسته
سریع رفتم پایین جیمین هم اومد دستم رو گرفت ریدم تو خودم افتادم تو بغلش
جیمین:(دم گوش مینجی)بیبی اگه سعی کنی فرار کنی مثل آب خوردن پیدات می کنم پس تلاشت بی فایدس
از بغلش درومدم و با زانوم زدم وسط پاش(دیکش)بعد افتاد رو زانوهاش منم سریع دوییدم و فرار کردم و رفتم دوباره خونه جنی وقتی رسیدم اونجا مثل جت زنگ میزدم،اومد در رو باز کرد سریع رفتم تو که جنی گفت:
جنی:چیشد؟چی گفت؟چیکار کرد؟
مینجی:هیچی خارم رو....😑
جنی:چرا گذاشتی؟😤
مینجی:نذاشتم ولی انقدر که مست بود زیرش نزدیک بود بیهوش شم
جنی:دفاع شخصی مگه نرفتی؟(داد)😤
مینجی:داد نززززززززن دلم داره به فاک میرهههههههههه
رفتم از کمد اتاق جنی یه ژلوفن برداشتم خوردم یه کیسه آب گرم هم برداشتم گذاشتم رو شکمم و گرفتم خوابیدم
پرش به فردا صبح ساعت 9:10:
بلند شدم پاهای جنی رو شکم من بود خیلی آروووووووم پاهاش رو برداشتم وبلند شدم از تخت و رفتم کارای لازم رو کردم(تو wc) اومدم یه آرایش لایت کردم و لباسم رو پوشیدم سریع رفتم یه آبی یه چی خوردم که تشم نشه رفتم هایب که جیمین رو دم در تو ماشین دیدم ریدم.وقتی من رو دید پیاده شد و داشت میومد سمتم که درو بستم داشت در میزد دیگه در نزد 5 دقیقه دیگش رفتم بیرون که جلو دهنم رو یکی گرفت و برد تو ماشین،جیمین بود که گفت:
ادامه دارد....
شرط ها:
چهار تا لایک❤
چهار تا کامنت❤
- ۱.۶k
- ۰۸ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط