وقتی تو ماشین دعواتون میشه اما.....
وقتی تو ماشین دعواتون میشه اما.....
مکنه لاین
☆جیمین ☆
مگ من نمیگم جز من با پسرای دیگه حرف نزن... همه پسرا خوب نیستن
ات: ببخشید اتفاقی بود فقط ازم آدرس پرسید
جیمین: اومم آدرس خونتم پرسید .... شماره هم داد ارهههه( عربه)
ات: شلوغ نکن چیزی نبود ... من فقط ادرس رستوران رو دادم کار بدی نکردم
جیمین: کردی... کار بدی کردی به حرفم گوش ندای(از عصبانیت سرعت ماشین رو بردم بالا)
ات: بسته دیگه...هق...ببخشید...بسته...هق..هق
(اصلا یادم نبود میترسه تا صدا گریه هاش رو شنیدم سرعت ماشین رو کم کردم من واقعا طاقت دیدن اشک هاشو ندارم )
جیمین: ببخشید نفسم... ببخشید(دستش رو گرفتم و یه بوسه زدم) ببخشید منو ببخش تند جلو رفتم ببخشید
☆تهیونگ ☆
آخه من نمیفهمم چرا باید بهش نزدیک شی
ات: عشقم اون فقط پسر خالم بود قریبه که نبود
ته: چه ربطی داره مگه شما ایرانی ها ازدواج فامیلی ندارید
ات: تو شوهر منی چه ازدواج...وای خدا نجاتم بده عشقم میشه چرت پرت نگی
ته: ات من کاملا جدیم و شوخی ندارم حتی خالت هنوز صدات میکنه عروس گلم
ات: وای ته ولش کن مگه به حرف خالم من تو رو دوست دارم
ته: تو منو دوست داری اما اگه اون تورو دوست داشته باشه چی هومممم
ات: مهم حس من به تو نه اون به من
(تا خود صبح همین جوری ادامه دارد )( سرعت ماشین هم بالا نمیبر حواسش هست ات میترسه )
☆جونگ کوک☆
چراباید با اون پشمک بیای بیرون
ات:وا کوکی پشمک چیه اون دوست بچگیم
کوک: ولی پسر
ات: باشه ببخشید
کوک ماشین رو نگه داشت و با تعجب بهت زل زد
کوک: تو الان تسلیم شدی
ات: اومم اره نمیخوام دعوا کنیم
کوک ازون خنده های شیطانی خودش کرد و با پوزخند نگاهت کرد
کوک: پس ازم میترسی
ات: کی گفته میترسم....حالا که این شکلیه اون پسر خیلی بهتر از تو
(این حرفش رو که شنیدم خیلی عصبی شدم و ناخدا گاه پام رو روی گاز فشار دادم که ماشن با سرعت زیادی شروع به حرکت کرد میدونستم ات از سرعت زیاد میترس پس نزاشتم اشکش دربیاد و سرعت رو کم کردم)
اشک تو چشماش حلقه زده بود ولی نزاشتم بریز و سریع بغلش کردم ازش اوز خواهی کردم
____________________________________
خیلی ازتون ناراحتم خوب حمایت نمیشه💢
تا این پست ۲۰ لایک ۵ تا بازنشر نشه از فعالیت خبری نیست💫
ممنونم از اونای که حمایت میکن💋❤
مکنه لاین
☆جیمین ☆
مگ من نمیگم جز من با پسرای دیگه حرف نزن... همه پسرا خوب نیستن
ات: ببخشید اتفاقی بود فقط ازم آدرس پرسید
جیمین: اومم آدرس خونتم پرسید .... شماره هم داد ارهههه( عربه)
ات: شلوغ نکن چیزی نبود ... من فقط ادرس رستوران رو دادم کار بدی نکردم
جیمین: کردی... کار بدی کردی به حرفم گوش ندای(از عصبانیت سرعت ماشین رو بردم بالا)
ات: بسته دیگه...هق...ببخشید...بسته...هق..هق
(اصلا یادم نبود میترسه تا صدا گریه هاش رو شنیدم سرعت ماشین رو کم کردم من واقعا طاقت دیدن اشک هاشو ندارم )
جیمین: ببخشید نفسم... ببخشید(دستش رو گرفتم و یه بوسه زدم) ببخشید منو ببخش تند جلو رفتم ببخشید
☆تهیونگ ☆
آخه من نمیفهمم چرا باید بهش نزدیک شی
ات: عشقم اون فقط پسر خالم بود قریبه که نبود
ته: چه ربطی داره مگه شما ایرانی ها ازدواج فامیلی ندارید
ات: تو شوهر منی چه ازدواج...وای خدا نجاتم بده عشقم میشه چرت پرت نگی
ته: ات من کاملا جدیم و شوخی ندارم حتی خالت هنوز صدات میکنه عروس گلم
ات: وای ته ولش کن مگه به حرف خالم من تو رو دوست دارم
ته: تو منو دوست داری اما اگه اون تورو دوست داشته باشه چی هومممم
ات: مهم حس من به تو نه اون به من
(تا خود صبح همین جوری ادامه دارد )( سرعت ماشین هم بالا نمیبر حواسش هست ات میترسه )
☆جونگ کوک☆
چراباید با اون پشمک بیای بیرون
ات:وا کوکی پشمک چیه اون دوست بچگیم
کوک: ولی پسر
ات: باشه ببخشید
کوک ماشین رو نگه داشت و با تعجب بهت زل زد
کوک: تو الان تسلیم شدی
ات: اومم اره نمیخوام دعوا کنیم
کوک ازون خنده های شیطانی خودش کرد و با پوزخند نگاهت کرد
کوک: پس ازم میترسی
ات: کی گفته میترسم....حالا که این شکلیه اون پسر خیلی بهتر از تو
(این حرفش رو که شنیدم خیلی عصبی شدم و ناخدا گاه پام رو روی گاز فشار دادم که ماشن با سرعت زیادی شروع به حرکت کرد میدونستم ات از سرعت زیاد میترس پس نزاشتم اشکش دربیاد و سرعت رو کم کردم)
اشک تو چشماش حلقه زده بود ولی نزاشتم بریز و سریع بغلش کردم ازش اوز خواهی کردم
____________________________________
خیلی ازتون ناراحتم خوب حمایت نمیشه💢
تا این پست ۲۰ لایک ۵ تا بازنشر نشه از فعالیت خبری نیست💫
ممنونم از اونای که حمایت میکن💋❤
- ۴۹۰
- ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط