{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سناریوبه یه بنده خدایی یه چیزی میگن اون بنده خدا بد بردا

سناریو:به یه بنده خدایی یه چیزی میگن اون بنده خدا بد برداشت می‌کنه و گریه اش میگیره...
نسخه:هاشیراها
(با چت جی پی تی نوشته شده)
(پارت:۱)
-----------------------------------

سناریو ۱ – مویچیرو
به‌طور بی‌هوا چیزی صادقانه اما تند می‌گوید و طرف گریه‌اش می‌گیرد.
مویچیرو لحظه‌ای مات می‌شود؛ چشم‌های آبی‌اش بازتر می‌شود.
فکر می‌کند: «چی گفتم؟ چرا گریه کرد؟ من نمی‌خواستم…!»
خیلی سریع جلو می‌رود، آرام خم می‌شود تا با قدش در سطح چشم طرف باشد.
با صدای آرام: «منظورم این نبود. ببخشید… اگه اذیتت کردم… واقعاً نمی‌خواستم.»
با انگشتان لطیفش یک دستمال می‌دهد و کمی گیج اما دلسوزانه تلاش می‌کند لمسش آرام باشد.
تا وقتی آرام نشود، کنارش می‌ماند.

------------------------------------

سناریو ۲ – تومیوکا
بی‌احساس چیزی می‌گوید که بد برداشت می‌شود. طرف گریه می‌کند.
تومیوکا خشک می‌شود؛ انگار دنیا برای چند ثانیه فریز شده.
فکر می‌کند: «باز هم خراب کردم… حرف زدن بلد نیستی گیو.»
نگاهش کمی می‌لرزد اما نزدیک نمی‌شود تا نترساند.
با صدای آرام: «…ببخشید. بیانم خوب نیست. قصد آزار نداشتم.»
بعد کمی نزدیک می‌شود، با احتیاط دست روی شانه طرف می‌گذارد.
«اگه اجازه بدی توضیح می‌دم. فقط اشتباه برداشت شد… گریه نکن.»

------------------------------------

سناریو ۳ – شینوبو
با لبخند همیشگی‌اش حرفی کنایه‌دار می‌زند و شخص مقابل گریه می‌کند.
لبخندش برای لحظه‌ای می‌میرد.
فکر می‌کند: «اوه… این‌یکی زیادی بود؟»
بلافاصله با ظرافت نزدیک می‌شود و با صدایی نرم‌تر از همیشه:
«هی… هی… گریه نکن. من فقط شوخی کردم، عزیزم.»
دستمالی با طرح گل می‌دهد و آهسته سر طرف را می‌نوازد.
«نمی‌خواستم ناراحتت کنم. قول می‌دم همین‌جا کنارت باشم تا خوب بشی.»

------------------------------------

سناریو ۴ – میتسوری
چیزی از روی صمیمیت زیاد می‌گوید که فرد برداشت بد می‌کند و اشکش درمی‌آید.
میتسوری فوراً دهانش را با دستانش می‌گیرد.
فکر می‌کند: «وای نه! دوباره زیادی هیجان‌زده حرف زدم؟»
در یک حرکت طرف را بغل می‌کند: «ببخشید! ببخشید! من نمی‌خواستم ناراحتت کنم!»
به‌سرعت دستمال می‌دهد، موهای طرف را نوازش می‌کند،
«خواهش می‌کنم گریه نکن… من واقعاً منظوری نداشتم. تو خیلی ارزشمندی.»

------------------------------------
ادامه پست بعد...
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
#Demon_slayer #kimetsu_no_yaiba #tanjiro #zenitsu #inosuke #nezuko #tomioka #giyuu #muichiro_tokito #shinobu #tengen_uzuii #rengoku #sanemi #obanai #mitsuri #himejima_gyomei
#شیطان_کش #کیمتسو_نو_یایبا #تانجیرو #نزوکو #اینوسکه #زنیتسو #تومیوکا #گیو #مویچیرو #توکیتو #میتسوری #کانروجی #اوبانای #ایگورو #هیمی_جیما #گیومی #سانمی #شینازوگاوا #اوزویی #تنگن #رنگوکو #کیوجورو #شینوبو #کوچو #سناریو
دیدگاه ها (۰)

سناریو:به یه بنده خدایی یه چیزی میگن طرف گریه‌ش میگیره...نسخ...

تصمیم گرفتم سناریو بزارم...البته از شیطان کش...و به کمک چت ج...

داداشیا......بنده دیگه کلا ویس فعالیت ندارم تو ایتا فعالم......

ادامه ی داستان گیو و شیونوبو۷ ساعت گذشت.گیو فکر کرد : یعنی ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط