{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باتو زندگی می کردم، قفس تنگ وسیاهو

باتو زندگی می کردم، قفس تنگ وسیاهو
عشق تو ازخاطرم برد، عشق پرزدن تا ماهو
دیدگاه ها (۵)

منه خوش باور ساده ،فکرمیکردم روبرومی..گاهی اشتباه میکردم ، م...

امایک روز بادوحشی رویاهامو باخودش برد..قفس افتادوشکست و، آین...

اما یک روز اونایی که مارو باهم دوست نداشتنتو روپرواز دادنو ج...

من وتو دوتا پرنده ، تو قفس زندونی بودیمجای پرزدن نداشتیم ، و...

حقیقت

و عشقتنها عشقتو را به گرمی یک سیبمی‌کند مأنوسو عشقتنها عشقمر...

خاطرات :

⁨نبودی لایق عشقم، مصمم زندگی کردم به پایت سوختم؟ اما نه! من ...

هرکه به‌من می‌رسد، بوی قفس می‌دهدجز تو که پر می‌دهی، تا بپرا...

عشق این استکه اگر از تو بپرسندزندگی را انتخاب می کنییا عشق ر...

فقدان، وقتی به خانه می‌آید، تنها یک نام را نمی‌برد؛ تمامِ مع...

از وقتی اومدی تو زندگیم کنارت غرق حال خوبمباتو لحظه هام بهم ...

دابسمش جدید گرفتم با آهنگ خاطره انگیز خودم که دوستش دارم معی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط