{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سرانگشتانت شکوفه می دهند

سرانگشتانت شکوفه می دهند
تا من ببویمشان
و دست هایت به لب هایم آب
تا زنده بمانم
چون مادری به کودک خویش.
آه انگشتانت
آنها حتی قلب مرا شخم زده اند
و اکنون قلبی سوخته ام
آنگاه که تو
حجم خالی آغوشم را پر می کنی
قلبی سوخته
در کوزه آبی که تو می نوشانی ام.



"پابلو نرودا"
دیدگاه ها (۱)

When the evening breezeRuffled the leaves in the half-lightI...

I will tell you when you share

گور پدر این صندلی که می‌گوید:«من یک‌نفره‌ام»!هندسه عشقجای مر...

با من از روشنی حرف می زنیو از انسان که خویشاوند همه خداهاستب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط