{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

طرف نیسانش از تپه بالا نمیرفت گفت:

طرف نیسانش از تپه بالا نمیرفت گفت:
یا امامزاده داوود یه بسته خرما نذرت میکنم.
بالای تپه که رسید گفت بیخیال نذر😒
سرازیری ترمزش برید😨 گفت:
یا امام رضا به دادم برس، داوود واسه یه بسته خرما داره خون به پا میکنه😂 😂
دیدگاه ها (۷)

⛄ 😒 😑 😐 Still studying...

احساس می کردم اگر اوضاع همین طوری بماند دق می کنم ...اوضاع ه...

👧

آرزوی دیدارت را دارم.. پارت 55["ویو تهیونگ"]_"کنار برید!"صدا...

My professor Part:81هیزل:یک آن یه ماشین باهامون شاخ به شاخ ش...

My professor Part:59چشمامو از وحشت بسته بودم...صورتمو به یه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط