{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زیاده خواه نیستم !

زیاده خواه نیستم !
.
جاده‌ ی شمال
یک کلبه ی جنگلی‌.......
یک میز کوچک چوبی
با دو تا صندلی
کمی‌ هیزم، کمی‌ آتش، مه‌ِ جنگلی‌
کمی‌ تاریکی محض،
کمی‌ سرخوشی، کمی‌ مهتاب ...
و
بوی یار ...
و بوی یار ...
و بوی یار ... .....
... تو باشی، من باشم و ...
دیگر هیچ ... !

دنیا هم ارزانی خودشان....
دیدگاه ها (۹)

به اخمت خستگی در می رود ،لبخند لازم نیستکنــــار سینی چـــای...

امروز بیشتر از هر روز دیگریآدم ها نگاهم می کنند.نه که زیباتر...

تو را به یک فنجان چای دعوت می کنمساده و بی بهانه دعوتم را بپ...

من زن بدنیا آمدم تا عاشق باشم و قلبم فقط با یک نگاه بلرزد سر...

گاهی دلم می‌خواهد تمام هیاهوی جهان را پشت سر بگذارم و پناه ب...

silent hell

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط