{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نمیدانم چرا …

نمیدانم چرا …

با انکه میدانم از آن من نخواهی بود

باز هم با تار و پود جانم برایت خانه میسازم
دیدگاه ها (۲)

دیشب از دلتنگیت بغضی گلویم را شکست گریه ای شد بر فراز آرزوها...

ماهی ها ازتلاطم دریابه خداشکایت بردند و چون دریا ارام شد خود...

پرسه زدن درخیآلت زیباترین نیازمن است..."هوایم" باش...تانفسم ...

میخواهم به یاد آوری چقدر به هم نزدیک هستیمحتی با وجود فرسنگه...

سید علی جان و جانانم

‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌♥️ℒℴνℯ♥️... خسته ام از خود گریزانم،نم...

وقتی شب دهان باز می‌کند تا زمزمه کند، صدایش دیگر نجوای باد ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط