دستانت بستری از پَر

دستانت بستری از پَر
که هنگام غلبه‌ی خستگی بر آن پلک می‌بندم،
دستانت ذات شعرند در فُرم و معنا ...
بی‌دستانت نه شعر بود، نه نثر؛
نه چیزی که به آن ادبیات می‌گویند ..
#0setareh073

#نزار_قبانی
دیدگاه ها (۵)

آدم‌ها فکر می‌کنند رفتن، نقطه‌ی پایانِ یک رابطه است؛ اما حقی...

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

کسانی که امروز تاریخ را یک‌طرفه روایت می‌کنند و از آزادی بی‌...

آن میوه ای که فاطمه آن را طلب نمود...

پارت ۴۸سه روز از آن شب جهنمی گذشته بود. سه روزی که عمارتِ کی...

عکس ملکه خوب ها.باهوش مصنوعی کاشته ایم نهال صبر اندر دل

حتی گل‌ها هم می‌دانستPart 2ماه در آسمان مانند جواهری می‌درخش...

برده عمارت جئون

*جبهۀ آرام*محمد فدائی و پدرام کاویاندر سیاست، همیشه آن‌کس که...

‌سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۳ قسمت ۴مرحله نهایی، بسیار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط