{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دستانت بستری از پَر

دستانت بستری از پَر
که هنگام غلبه‌ی خستگی بر آن پلک می‌بندم،
دستانت ذات شعرند در فُرم و معنا ...
بی‌دستانت نه شعر بود، نه نثر؛
نه چیزی که به آن ادبیات می‌گویند ..
#0setareh073

#نزار_قبانی
دیدگاه ها (۵)

بزن چنگی به گندمزار گیسویت، مگر قدری زکات خون دل‌های فقیران ...

بوی صُبح می دهیبه خصوص چشمانتچشمانت را که باز می کنیسپیده می...

ﺷﻬﺮت ﻋﺸﻖ ﮐﻨﺪ زﻣﺰﻩ ی ﺣُﺴﻦ ﺑﻠﻨﺪﺷﺪ ز ﯾﻮﺳﻒ، ﺳﺨﻦ ﻋﺸﻖ زﻟﯿﺨﺎ ﻣﺸﻬﻮر#...

از دستِ غیبتِ تو شکایت نمی‌کنم،تا نیست غیبتی نبوَد لذتِ حضور...

تکاپو پارت 23 = خشم بیدار شده و تیغ خیانت

پری دزدیده شده P:5

تیرماه بود و خورشید، بی‌رحم‌تر از همیشه، بر سنگفرش خیابان‌ها...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط