{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلم برای خودم سوخت

دلم برای خودم سوخت
درست در همان لحظه
که خودم را غریق دریای تنهایی دیدم
و تمام آنهایی که عاشقانه دوستشان میداشتم
برای نجاتم حتی تکه چوبی به دل دریا نسپاردند
منی که برای نجات تک تک آنها به طوفان زده بودم
دیدگاه ها (۱)

حال مرا نه قدم زدن زیر باران خوب میکند ... نه راه رفتن روی ب...

. گاهی همه زندگی اتدر یــــــک"تـــــــــــــــــو"خلاصه می ...

شنبه شد باده انگور سفارش دادم...غزلی با دف و سنتور سفارش داد...

به امید دیدنت خدا خداخواهم کردخواب و بیدار تو را بازصدا خواه...

مَعبودِ خَاموشِ مَن،مَن دیوانه‌وار دلباخته‌ی آن لَحظه‌هایی ب...

پارت ۴ ویو ا.ت چند لحظه سرش رو انداخت پایین سکوت آزار دهنده ...

★彡   Part 4 彡★ نگاهی به سوزنی که بین انگشت هام قفل شده بود ک...

Part ¹⁹نگاهم بی‌اختیار روی تک‌تکِ جزئیات وجودش می‌لغزید انگا...

برده عمارت جئون

بچه که بودم آنقدر از خدا می ترسیدم ،که بعد از هربار شیطنت ، ...

پارت ۲ ویو ا.ت با ذوق سمت در رفتم و بازش کردم .هوسوک رو دیدم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط