{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نمیدانم

نمیدانم
این اعتمادِ لعنتی را کجا نوشته انـد
اینکـه آدم های هر چند نزدیک قابل اعتمـادند
حرف ها را باید سکـوت کرد
خورد
آنقدر حرف ها را خورد که از هر حرفی سیر شد
اعتماد به آدم ها خیانت محض است
خیانت به لبخندی که کنج لبت میکـآرند
خیانت به دوست داشتن هایت
نفرت ِ داخل کلمات را باید با چشم دید
معصوم بودن را باید از روی صفحه پاک کرد
لبخندی بزرگ کـشید
و اشکـی که جوهرِ خودکار را روی صفحه پخش میکند
امضایی زیر آن
و پایـان ِ خیانت و اعتماد
اعتماد را باید ریشه کن کرد
این روزهـآ ویران تَر از حالِ ما آدم هاست

Join
دیدگاه ها (۷)

❤❤❤

بحله...اینجوریاس

می دانی چه احساسی دارم به تودستت را بر روی قلبت بگذار تا بگو...

خیابون ها پوشیده از بوی نم بارون و خاک خیس بود،لوسیفر جلوی د...

𝙢𝙮 𝙡𝙞𝙖𝙧part:16جیمین با شنیدن حرف کیم ایستاد و به جونگکوک و ب...

my exp.58روزها به همین منوال شیرین و پر از آرامش می‌گذشت. ا....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط