چو خدا بود پناهت چه خطر بود ز راهت

چو خدا بود پناهت چه خطر بود ز راهت
به فلک رسد کلاهت که سر همه سرانی

چه نکو طریق باشد که خدا رفیق باشد
سفر درشت گردد چو بهشت جاودانی

مولانا
دیدگاه ها (۱)

چو نمازِ شامِ هر کس بنهد چراغ و خوانیمنم و خیال یاری غم و نو...

یار مرا می‌نهلد تا که بخارم سر خودهیکل یارم که مرا می‌فشرد د...

#در_بندِعشق...تو را در همان شب مهتابی دیدمسیه چشم و گسیو کمن...

چو خدا بود پناهت چه خطر بود ز راهت به فلک رسد کلاهت که سر ...

چو خدا بود پناهت چه خطر بود ز راهتبه فلک رسد کلاهت که سر همه...

چو خدا بود پناهت چه خطر بود ز راهت به فلک رسد کلاهت که سر هم...

یه جایی مولانا خیلی قشنگ میگه:«چو‌ خدا بود پناهت، چه خطر بود...

یه جایی مولانا خیلی قشنگ میگه که : « چو خدا بود پناهت ، چه خ...

🕊️چو خدا بود پناهت چه خطر بود ز راهتبه فلک رسد کلاهت که سر ه...

یه جایی مولانا‌ خیلی قشنگ میگه :چو خدا بود پناهت‌،چه خطر بود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط