{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نخ بادبادکمو یه جوری وا میکرد

نخ بادبادکمو یه جوری وا میکرد
که تا هر جا خواستم بتونم پر بکشم
یه جوری تشنم کرد که میشد دریا رو
مثل یه لیوان آب یه نفس سر بکشم
من چه میدونستم اومده زود بره
چه غروبی داشتن خنده های آخرش
موقع خدافظی یه تپش از قلبم
مثل پروانه نشست روی سنجاق سرش
مهربونی ای عشق نازنینی ای عشق
آخرین تیکه ی این جورچینی ای عشق
دیدگاه ها (۱)

حاج‌ قاسم یادم داد باید جون گذاشت بابت عاشقی

من به جای همه دلم برات تنگ شده جای تمام کسانی که کنارت هستند...

چو خدا بود پناهت چه خطر بود ز راهتبه فلک رسد کلاهت که سر همه...

هرگز از گردش ایام دل آزرده مباش بامدادیست پی هر شب تاری،آری ...

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

sorry❗#sorry 𝑷𝑨𝑹𝑻22 𝑳𝑨𝑺𝑻 𝑷𝑨𝑹𝑻هشدار: سد اند❗ویو ات: رفتم تو ا...

^فیک جونگکوک^(پارت۱۷)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط