نخ بادبادکمو یه جوری وا میکرد
نخ بادبادکمو یه جوری وا میکرد
که تا هر جا خواستم بتونم پر بکشم
یه جوری تشنم کرد که میشد دریا رو
مثل یه لیوان آب یه نفس سر بکشم
من چه میدونستم اومده زود بره
چه غروبی داشتن خنده های آخرش
موقع خدافظی یه تپش از قلبم
مثل پروانه نشست روی سنجاق سرش
مهربونی ای عشق نازنینی ای عشق
آخرین تیکه ی این جورچینی ای عشق
که تا هر جا خواستم بتونم پر بکشم
یه جوری تشنم کرد که میشد دریا رو
مثل یه لیوان آب یه نفس سر بکشم
من چه میدونستم اومده زود بره
چه غروبی داشتن خنده های آخرش
موقع خدافظی یه تپش از قلبم
مثل پروانه نشست روی سنجاق سرش
مهربونی ای عشق نازنینی ای عشق
آخرین تیکه ی این جورچینی ای عشق
- ۲.۱k
- ۱۸ بهمن ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط