{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تا درون آمد غمش ، از سینـہ بیرون شد نفس ...

تا درون آمد غمش ، از سینـہ بیرون شد نفس ...
نازم این مهمان ، ڪـہ بیرون ڪرد صاحب خانـہ را ..
دیدگاه ها (۲)

در تماشاے تو قانع نشوم من ، بـہ دو چشم همـہ چشمان جهان گو بـ...

دیشب ... در انتظار تو جانم بـہ لب رسید امشب بیا ڪـہ نیست بـہ...

#حکایت_قدیمی در گذشته های دور مهمانی سرزده و دیروقت به خانه ...

درون سینه‌ات این عشق جا نشد که نشد#عرفان_امیری#شعرخوانی #محف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط