{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

همه شب زار می سوزم به تاریکی و تنهایی

همه شب زار می سوزم به تاریکی و تنهایی

که با من هیچ دلسوزی درین مسکن نمی سوزد

چراغ من نمی سوزد شب از دمهای سرد من

چراغ خانه همسایه هم روشن نمی سوزد
دیدگاه ها (۱)

دیر کشید، ای نگار، سوختنم ز انتظاریا نظـــری بی‌ستیز، یا گذر...

به نامه یاد نکـــردن نه اَز فراموشی استزِ دوریت به قلم دَست ...

خنده شیــرین او گریه من تَلخ کردگریه خونین مَن زان لب خَندان...

ز کمند زُلف تو هر شکن، گرهی فتاده به کار منبه‌ گره‌‌گشاییِ ز...

خدایا شکرت... 🥹❤️‍🔥در امتدادِ شب، دل را به خدایی می‌سپارم که...

انتظار برای قطاری که هرگز نمی‌رسد«داستایوفسکی در "شب‌های روش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط