{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ز کمند زُلف تو هر شکن، گرهی فتاده به کار من

ز کمند زُلف تو هر شکن، گرهی فتاده به کار من

به‌ گره‌‌گشاییِ زلف خود، تو ز ‌کار من گرهی ‌گشا...
دیدگاه ها (۱)

خنده شیــرین او گریه من تَلخ کردگریه خونین مَن زان لب خَندان...

همه شب زار می سوزم به تاریکی و تنهاییکه با من هیچ دلسوزی دری...

کتابی،خلوتی،شعری،سکوتیمرا مستی و سکر زندگانی استچه غم گر در ...

آهنگ دراز شب ز من پرسکز فرقت تو دمی نخفتمبر هر مژه قطره‌ای چ...

ای زلفِ یار، این همه گردن‌کشی چرا؟آخر تو هم فِتـاده و ما هم ...

خلاصِ حافظ از آن زلفِ تاب دار مباد..که بستگانِ کمندِ تو رستگ...

سلام حضرت گره گشا، مهدی جان سِرّ عاشق شدنم لطف طبیبانه توست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط