نینجای سایه))پارت4
نینجای سایه))پارت4
شینیکو ترسو بودبدردنمیخوره حتی با اینکه عاشقشم . تنشا گفت بچه ها من تا اخرین لحظه سر کلاس بودم و مارسل مثل شینیکو نبود بچه ها اون نینجا ممکن شینیکو باشه میناتسوکی گفت نه ممکن نیست اون ترسوباشه مارشا ناگهان گفت وقتی اون نینجا داشت میجنگید من از پنجره میدیدم کسی تو مدرسه نبود غیر از من و ناگهان تنشا گفت خودشه خود نینجا شینیکو میناتسوکی گفت پس فردا میرم و از کارهای شینیکو سر دربیارم. شب بود که ناگهان یک صدای انفجاراز اطراف خونه شینیکو اومد میناتسوکی از خواب پرید و دید که از اطراف خانهی شینیکو گریش گرفت بغض داشت گلوشو خفه میکرد پاشد لباس پو شید و رفت و ناگهان.....
شینیکو ترسو بودبدردنمیخوره حتی با اینکه عاشقشم . تنشا گفت بچه ها من تا اخرین لحظه سر کلاس بودم و مارسل مثل شینیکو نبود بچه ها اون نینجا ممکن شینیکو باشه میناتسوکی گفت نه ممکن نیست اون ترسوباشه مارشا ناگهان گفت وقتی اون نینجا داشت میجنگید من از پنجره میدیدم کسی تو مدرسه نبود غیر از من و ناگهان تنشا گفت خودشه خود نینجا شینیکو میناتسوکی گفت پس فردا میرم و از کارهای شینیکو سر دربیارم. شب بود که ناگهان یک صدای انفجاراز اطراف خونه شینیکو اومد میناتسوکی از خواب پرید و دید که از اطراف خانهی شینیکو گریش گرفت بغض داشت گلوشو خفه میکرد پاشد لباس پو شید و رفت و ناگهان.....
- ۸.۷k
- ۲۸ آذر ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط