{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

منتظر میمانم

منتظر میمانم
تا عصایت شوم
سویِ چشمانَت
یاداورِ قرصهایت
هم بازیِ نوه هایت
من
جوانی ام را،برای پیری ات کنار گذاشتم
#علی_قاضی_نظام♨ ️
دیدگاه ها (۳)

پیراهن آبی‌اش را که پوشیدمطمئن شدم که بر خلاف همهآسمانِ من م...

قاعـدتـا !و اصـولا !تـღـو همـان مسئلـھ ے مہمـے هستـے،کھ مـن ...

حقِ همه چیز مالِ توفقط بنویسامضا کنکه چشمهایت بعدِ من،کور شو...

🍂 خنده اتعجیب ترین اتفاقی ستکه تا به حال دیده ام!!!هر بار که...

وقتی از دست پدر مافیات فرار کردیپپارت ۵شروع :ته . یعنی چی که...

" از یک غریبه...به دلیل زندگیم! "part : ⁴²روی تخت دراز کشیده...

**پارت ۱۴: آنچه پنهان مانده بود**سکوتی عجیب بعد از طوفانِ نب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط