{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پیراهن آبی‌اش را که پوشید

پیراهن آبی‌اش را که پوشید
مطمئن شدم که بر خلاف همه
آسمانِ من می‌تواند
دلبرانه روی زمین قدم بردارد.
دیدگاه ها (۱۷)

قاعـدتـا !و اصـولا !تـღـو همـان مسئلـھ ے مہمـے هستـے،کھ مـن ...

تهران پر شده است از نفس های توچطور دلشان می آید بگویند هوایش...

منتظر میمانمتا عصایت شومسویِ چشمانَتیاداورِ قرصهایتهم بازیِ ...

حقِ همه چیز مالِ توفقط بنویسامضا کنکه چشمهایت بعدِ من،کور شو...

**پارت ۱۴: آنچه پنهان مانده بود**سکوتی عجیب بعد از طوفانِ نب...

🔦𝑺𝒆𝒗𝒆𝒏 𝑫𝒂𝒚𝒔 𝒊𝒏 𝑯𝒂𝒘𝒌𝒊𝒏𝒔 : هفت روز در هاوکینز🍪𝑷𝒂𝒓𝒕 ¹⁴ : پارت ¹...

سادیسم دارم...😈بخونین و حرص بخورین😈*****پارت ۱۵: بیداری در س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط