{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

غیر شیدایی مرا داغی به پیشانی نبود

غیر شیدایی مرا داغی به پیشانی نبود

من‌که پیشانی نوشتم جز پریشانی نبود

 

همدمی ما بین آدم‌ها اگر می‌یافتم

آه من در سینه‌ام یک عمر زندانی نبود

 

دوستان رو به رو و دشمنان پشت سر

هرچه بود آیین این مردم مسلمانی نبود

 

خار چشم این و آن گردیدن از گردن‌کشی‌ست

دسترنج کاج‌ها غیر از پشیمانی نبود

 

چشم کافرکیش را با وحدت ابرو چه کار ؟

کاش این محراب را آیات شیطانی نبود

 

من‌که در بندم کجا ؟ میدان آزادی کجا ؟

کاش راه خانه‌ات این‌قدر طولانی نبود
دیدگاه ها (۲۹)

کاش یه مغازه بود آدم میرفتمیگفتبی زحمت یه کم "خیال خوش" میخو...

امشب سر مهربان نخلی خم شددر کیسه ی نان بجای خرما غم شددر کنج...

از ماضی های خیلی خیلی بعیدتا بغض استمراری امروزنشسته ام و فع...

me19 خرداد 95خاطرات کهنهمانده ام با بیتهایی خاک خورده در کنا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط