{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاش یه مغازه بود

کاش یه مغازه بود

آدم میرفت

میگفت

بی زحمت یه کم "خیال خوش" میخوام

ببخشید این "خنده ها از ته دل" چندن؟

آقا!

این "آرامشا" لحظه ای چند؟

این"بی خیالیا" که میپاشن رو زندگی

مشتی چند؟

ازین "روزایی که بی بغضن" دارین؟

ازین "سالایِ بی رنج" اندازه دل ما

دارین؟!

این "شادیا" دوام دارن؟!

نه...

کاش یه جایی بود میشد رفت و بگی آقا یه

"زندگی" میخوام

بی زحمت جنس خوبش ...
دیدگاه ها (۲۴)

امشب سر مهربان نخلی خم شددر کیسه ی نان بجای خرما غم شددر کنج...

اون وسطی منماون دو تا هم یکیشون تقدیرهیکیشونم سرنوشت

غیر شیدایی مرا داغی به پیشانی نبودمن‌که پیشانی نوشتم جز پریش...

از ماضی های خیلی خیلی بعیدتا بغض استمراری امروزنشسته ام و فع...

in your eyes

in your eyes

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط