{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پسر 16ساله ای از مادرش پرسید:مامان برای تولد 18 سالگیم چی

پسر 16ساله ای از مادرش پرسید:مامان برای تولد 18 سالگیم چی کادو میگیری?? مادر:پسرم هنوز خیلی مونده،،، پسر 17ساله شد،،، یک روز حالش بد شد مادر اورا به بیمارستان برد دکتر گفت پسرت بیماری قلبی داره پسر از مادرش پرسید???مادر من میمیرم??? مادر فقط گریه کرد،،، پسرتحت درمان بود ،،، همه فامیل برای تولد 18 سالگی اش تدارک دیدند وقتی پسر به خانه آمد متوجه نامه ای که روی تختش بود افتاد،،،،،،، پسرم، اگر این نامه را میخوانی یعنی همه چیز عالی انجام شده یادته یه روز پرسیدی برای تولدت چی کادو میخوای??و من نمیدونستم چه جوابی بدم من قلبم رو به تو دادم ازش مراقبت کن و تولدت مبارک،،،، هیچ چیز توی دنیا بزرگتر از قلب مادرو عشقش نیست ،،،، کپی واسه اونایی که عاشقه مادرشونن ازاد...
.
.
.
. کُلُفتیه صِداتو بِه رُخِ

"مادری "

که چجوری صُحبَتْ کَردَنو بهت یاد داده نَکِش |:

دِلِش بِشکَنه کُل زِندِگیت میشکَنِه
دیدگاه ها (۳)

خیلی قشنگه حتماً بخونید.روزی حضرت داوود از یک آبادی میگذشت. ...

جوانی عاشق دختری شد و میخواست با او ازدواج کند.روزی دختر را ...

نشانی از تو ندارم امانشانی ام را برای تو می نویسمدرعصرهای ان...

Part1/friend and enemy

یه رمان جدید

رمان تهیونگ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط