{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نشانی از تو ندارم اما

نشانی از تو ندارم اما

نشانی ام را برای تو می نویسم

درعصرهای انتظار

به حوالی بی کسی قدم بگذار

خیابان غربت را پیدا کن و

وارد کوچه پس کوچه های تنهایی شو

کلبه ی غریبی ام را پیدا کن

کنار بید مجنون خزان زده

و کنارمرداب آرزوهای رنگی ام

درکلبه را باز کن و

به سراغ بغض خیس پنجره برو

حریر غمش را کنار بزن

… مرا می یابی!!!!!
دیدگاه ها (۱)

پسر 16ساله ای از مادرش پرسید:مامان برای تولد 18 سالگیم چی کا...

خیلی قشنگه حتماً بخونید.روزی حضرت داوود از یک آبادی میگذشت. ...

خودِ ‌ها دیگر تصویرِ آشنایی از من ندارند؛ انگار غباری از سال...

بازی خطرناکپارت : ۸ نور چراغ‌های چند خودروی مشکی از آن‌سوی ر...

از دشمنان تا عاشقان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط